پیامک های اربعین

بسوز ای دل که امروز اربعین است /  عزای پور ختم المرسلین است

قیام کربلایش تا قیامت /  سراسر درسْ بهر مسلمین است

اربعین حسینی تسلیت باد

صد نوا خیزد ز نای نینوایت یا حسین / نغمه های عشق باشد در نوایت یا حسین

می زند آتش به قلب دوستانت دم به دم / داستان جانگداز کربلایت یا حسین

فرا رسیدن اربعین حسینی تسلیت باد

غرق تلاطم شده بحر محیط / یک سره درد است بساط بَسیط

شد چهلم روز عزای حسین / جان جهان باد فدای حسین . . .

باز در جان جهان یکسره غوغاست حسین / این چه شوری ست که از یاد تو برپاست حسین

این چه رازی ست که صد شعله فرو مرد و هنوز / روشن از داغ تو ظلمت کده ماست حسین . . .

فرا رسیدن اربعین حسینی تسلیت باد

بنازم آنکه دایم گفتگوی کربلا دارد / دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد

به یاد کاروان اربعینی با گریه می گوید / همی بوسم خاکی را که بوی کربلا دارد . . .

کربلایت بار دیگر منزل زینب شده / در عزای اربعینت جان او بر لب شده

او که شمع محفل شمس و قمر، وان غنچه بود / بعد از این پروانه ی هجده گل و کوکب شده . . .

سفر کردم به دنبال سر تو  / سپر بودم برای دختر تو

چهل منزل کتک خوردم برادر  / به جرم این که بودم خواهر تو . . .

اربعین حسینی تسلیت باد

اربعین یعنی یگانه‌شدن با کربلا، و بیگانه‌شدن از هر آنچه کربلاستیز و کربلا گریز است.

چهلمین روز شهادت الگوی حریت برای تمام بشریت، تسلیت و تعزیت باد

دوستان با من و دل ناله و فریاد کنید / آه را با نفس از حبس دل آزاد کنید

اربعین آمده تا از شهدا یاد کنید / گریه بر زخم تن حضرت سجاد کنید

فرا رسیدن اربعین حسینی بر شما تسلیت باد

آنچه درسوگ تو ای پاک تر از پاک گذشت / نتوان گفت که هر لحظه، چه غمناک گذشت

چشم تاریخ در آن حادثه تلخ چه دید / که زمان مویه کنان از گذر خاک گذشت

اربعین حسینی تسلیت باد

جابر این جا حرم محترم خون خداست / هر طرف سیر کنی جلوه ی مصباح هداست

غسل از خون جگر کن که مزار شهداست / سر و دست است که از پیکر صد پاره جداست

اربعین حسینی تسلیت باد

آیینه شدی تا که خدا در تو درخشید / خورشیدترین حادثه ها در تو درخشید

بر دوست همان روز که با حنجره ی خون / گفتی تو «بلی» کرب و بلا در تو درخشید

یا حسین

باز عاشوراییان پیدا شدند / باز هم سوداییان شیدا شدند

اربعین غصه های گل کجاست / اربعین ناله بلبل کجاست

اربعین عشق، عباست چه شد / اربعین، فریاد احساست چه شد

اربعین آمد و اشگم ز بصر می آید / گوییا زینب محزون ز سفر می آید

باز در کرب و بلا شیون و شینی برپاست / کز اسیران ره شام خبر می آید

اربعین است و دل از سوگ شهیدان خون است / هر که را می‌نگرم غمزده و محزون است

زینب از شام بلا آمده یا آنکه رباب / کز غم اصغر بی‌شیر، دلش پرخون است

دیده خونبار دارد آسمان کربلا / هست تا در انتظار کاروان کربلا

روز و شب در انتظار مقدمِ آلِ علی ست / تشنه کامی ها به دشتِ بیکران کربلا

 تعجیل در فرج منتقم خون مظلوم کربلا، “صلوات”

باز دلم خون شد و چشمم گریست / آنکه درین روز چون من نیست کیست؟

باز دگر باره رسید اربعین / جوش زند خون حسین از زمین

شد چهلم روز عزای حسین / جان جهان باد فدای حسین

آبروی ما بود از آبرویت یا حسین / سرمه چشمان ما از خاک کویت یا حسین

در گلستان وفا در جست و جو سرگشته ایم / تا به وجد آییم ما یک دم ز بویت یا حسین

اربعین حسینی تسلیت باد

به لب از آتش دل گفتگوی کربلا دارم / دلی آتشفشان در جستجوی کربلا دارم

نماز عشق را رکعت به رکعت بسته ام قامت / به جای قبله ی جان رو به سوی کربلا دارم

دیده خونبار دارد آسمان کربلا / هست تا در انتظار کاروان کربلا

روز و شب در انتظار مقدمِ آلِ علی‏ست / تشنه کامی‏ها به دشتِ بیکران کربلا

اربعین است اربعین کربلاست / هر طرف غوغایی از غم ها به پاست

گویی از آن خیمه های نیم سوز / خود صدای العطش آید هنوز

هرکجا، نقشی ز داغ ماتم است / هر چه ریزد اشک در اینجا کم است . . .

من و داغ غمی سنگین چهل روز / چه ها بر من گذشته این چهل روز

چهل روز است هجران من و تو / که هر روزش مرا چندین چهل روز

بار بگشایید اینجا کربلاست / آب و خاکش با دل و جان آشناست

اربعین است اربعین کربلاست / هر طرف غوغایی از غم ها به پاست

دل ما در پی آن کاروان است / که از کرب و بلا، با غم روان است

چه زنجیری به دست و بازوان است / که گریان دیده روح الامین است

به یاد کربلا دل ها غمین است / دلا خون گریه کن چون اربعین است

دلا کوی حسین عرش زمین است / مطاف و کعبه دل ها همین است

اگر خیل شهیدان حلقه باشند / حسین بن علی، آن را نگین است

دل ما در پی آن کاروان است/ که از کرب و بلا، با غم روان است

اربعین حسینی تسلیت باد

بلبلان آمده گل ها همه پرپر گشتند / حرم الله دوباره به حرم برگشتند

زائر پیکر صد پاره بی سر گشتند / همگی دور مزار علی اکبر گشتند

گوش کن بانگ جرس از دل صحرا آید / ناله ای سخت جگر سوز و غم افزا آید

پیش باز اسرا دختر زهرا آید / به گمانم ز سفر زینب کبرا آید

جابرا اشک فشان ناله بزن زمزمه کن / گریه با فاطمه از داغ بنی فاطمه کن

در حریم پسر فاطمه یاد از همه کن / روی از گوشه گودال سوی علقمه کن

چشم گریان سویت از شام خراب آورده ام / خیز، ای لب تشنه از بهر تو آب آورده ام

گر بپرسی داغ تو با سینه خواهر چه کرد / قامت خم گشته یی بهر جواب آورده ام

تا قیامت نرود نقش تو از لوح ضمیر / حیرتم کشت، بگو این چه معماست حسین

گر چه شد جوهر عشق از قلم عاطفه پاک / رقم مِهر تو بر صفحه دل هاست حسین

اربعین حسینی تسلیت باد.

تمام یاس هایت را به شام از کربلا بردم / چو برگشتم برایت یک چمن نیلوفر آوردم

مسافر از برای یار سوغات آورد اما / من از شام بلا داغ سه ساله دختر آوردم

اربعین حسینی تسلیت باد.

جهان شد از چه رو کانون ماتم / مگر از نو عزای شاه دین است

حسین آن کو به راه حق پرستی / چو بابش فرد بی مثل و قرین است

ز هفتاد و دو قربانی که او داد / ز یزدان در خور صد آفرین است

بنازم آنکه دایم گفتگوی کربلا دارد / دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد

دلش چون کربلا کوی حسین است و نمی داند / که همچون دوردستان آروزی کربلا دارد

به یاد کاروان اربعینی با گریه می گوید / به هر جا هست زینب رو به سوی کربلا دارد

چهل روزه که بوی گل نیومد / صدای چهچه بلبل نیومد

چهل روزه چهل منزل اسیرم / غم چل ساله گویی کرده پیرم . . .

به یاد کربلا دل‏ها غمین است

دلا خون گریه کن چون اربعین است . . .

امشب شب اربعین مصباح هداست / دل یاد حسین بن علی شیر خداست

پروانه به گرد شمع حق پر زد و سوخت / امشب شب یاد عشقیاء و شهداست

درسی که اربعین به مامیدهد، زنده نگهداشتن یادِ حقیقت

و خاطره ی شهادت درمقابل طوفان تبلیغات دشمن است . . .

« مقام معظم رهبری »

امام صادق-ع: آسمان چهل روز در عزای حسین-ع گریست . . .

اربعین حسینی برشما و خانواده ی محترمتان تسلیت

السلام علیکم یااباصالح المهدى (عج)السلام علیک یاامین الله فى ارض وحجته على عباده

(یاصاحب الزمان آجرک الله)اربعین حسینی بر شما وعاشقان حسین تسلیت عرض مینمایم)

طفلان عوض جامه ، دل خویش دریدند / سیلی زده بر صورت و فریاد کشیدند

با گریه از این قبر به آن قبر دویدند / بر گرد قبوری که چهل روز ندیدند

یا ابا عبدالله

کاروان می آید از شهر دمشق / بر سر خاک شه سلطان عشق

کاروان با خود رباب آورده است / بهر اصغر شیر و آب آورده است

کاروان آمد ولی اکبر نداشت / ام لیلا ، شبه پیغمبر نداشت

کاروان آمد ولی شاهی نبود / بر بنی هاشم دگر ماهی نبود

بعد از چهل غروب غربت و غم ، خسته آمدم / تنها نه دل ، که با تن شکسته آمدم

لبریز از اشتیاق دیدنت ای آفتاب من / بر خاک غم فتادم و بنشسته آمدم

سالي است نكو كه دل نكوتر باشد / چشم از هيجان عشق او تر باشد

آغاز بهار اربعين است و دلم / اي كاش به گنبدش كبوتر باشد

خدايا بحق اين روز عزيز، ما را چون جابر، از محبان و شيعيان واقعي امام حسين علیه السلام قرار بده/ آمين.

السلام علي الباکين علي الحسين

التماس دعا.

باز دگر باره رسید اربعین/ جوش زند خون حسین از زمین

شد چهلم روز عزای حسین/ جان جهان باد فدای حسین

چهل شبانه گذر کرد بر زمین بى تو / چهل شبانه بى عشق، بى یقین، بى تو

پس از تو پیرهن سوگوار تا به ابد / چه گریه ها که ندارد در آستین بى تو

از بدرود اشکبار کاروان، چهل غروب گذشته است و قصه هاى سوخته، به چشم هاى فرات مى ریزد.

اربعین، با بوى خون در مشام و آبله در پا، رسیده است تا بگوید همه اتفاقات سرخ، در راستاى شکیبایى زینب علیهاالسلام بود.

چهل شب است که بر نیزه شدن آفتاب را سر بر شانه هاى آسمان مى گرییم. «اى چرخ! غافلى که چه بیداد کرده اى»

چهل روز گذشت. نه اشک‏ها در چشم دوام آوردند، نه حرف‏ها بر زبان! روایت درد، آسان نیست.

چهل روز گذشت. اما چهل سال دیگر چهارصد سال،… هم بگذرد، صدای «هل من ناصر» تو بی‏ جواب نخواهد ماند.

اربعین؛ فرصتی برای دیدارها، مجالی برای زیارت آسمانی‏ ها، طواف حاجیان داغ‏دیده بر مزار حسین، فرصتی برای یکدله شدن، پیوستن به صاحبان فضیلت و کرامت، آشنایی با عاشقانه‏ های هفتاد و دو پروانه.

اربعین؛ تمرین سوختن، تمرین شعله‏ ور شدن، مشق ققنوسی بودن، مشق سوختن در آتش عشق، مشق فداکاری و ایثار، تمرین پرواز با بال‏های شکسته

اسلام را عاشورا بیمه کرد و عاشورا را اربعین.

اربعین که می آید، باید از زینب گفت؛ از حاصل زخم ها و نمازهای نشسته ای که هنوز او را به یاد دارند.
اربعین می آید؛ اما تلاوت زیبایی را تنها در چشمان زینب علیهاالسلام باید جست. اربعین می شکفد و نام زینب گل می کند. زینب از آن چه یزیدیان شرم زده هراس داشتند هم بالاتر بود. زینب علیهاالسلام ، با خطبه ای از غربت در میان هلهله زنان شام، گل گریه کاشت.

اربعین است و کاروان تأثیرگذار عشق آمده است. فرزند مکه و منا ـ زین العباد ـ آمده است؛ پیک انقلاب گر، برای شامیانی آمده است که دل هاشان از بنای مسجد دمشق هم سخت تر بود.

اربعین آمده است؛ همراه سپاه پیروز افتخار و وارثان خون و روشنی
چهل روز از اشک های کربلا می گذرد؛ قطراتی که حاوی پیام فتح اند و دلاورمردی. امروز «جابر» و «عطیه» خود را به مدفن حنجره آزادگی رسانده اند.

در چهلمین روز، تنها چیزی که برای همه تداعی می شود، حدیث خون و پیروزی است.
سجاده نشین لحظه های سرخ عبادت! دستی برآور و سینه ام را عاشورایی کن. می خواهم پس از چهل وادی رنج و گریه، نام تو، مستی فزای دقایق عزایم باشد.

باز دلم خون شد و چشمم گریست / آنکه درین روز چون من نیست کیست؟

بـــاز دگــــــر بــــاره رسیـــد اربعین / جــوش زنـــد خـــون حـسـیــن از زمین

غــــرق تــلاطــــم شده بحر محیط / یک ســـره درد اســت بـســـاط بَسیط

شــــد چهــلـــم روز عزای حسین / جــــان جهـــــان بــــاد فـــدای حسین

اربعین؛ روز بازگشت پرستوهای داغ‏دار به کاشانه؛ روز رهایی از اسارت‏ها، روز گسستن غل و زنجیرها، هجرت از غربت و آوارگی، ساکن شدن در حریم امن دوست.

اربعین؛ روز زیبایی حقیقت، روز زیارت چشم‏ها از زیبایی‏ های کربلا، روز تماشای واقعه عاشورا، روز به گل نشستن خون ذبح عظیم کربلا.

اربعین؛ پایان شمرها و حرمله‏ ها، پایان قهقهه‏ ها و هوسرانی‏ ها، پایان تشنگی‏ ها، پایان هراس دخترکان

اربعین؛ روز «نَصْرٌ مِنَ اللّهِ وَ فَتْحٌ قَریبٌ»، روز پیروزی خون بر شمشیر، روز جاودانگی حسین علیه‏السلام .

چهل روز از مرثیه بی‏پایان خدا در خاک می‏ گذرد و چهل عمره از بادیه‏ پیمایان عرفات کربلا

ای آن که لحظه لحظه کنار تو زیستم! / امشب، چهل شب است برایت گریستم

امشب چهل شب است که آب از گلوی من / پایین نرفته، بغض عطشناک کیستم؟

حسین جان

بالا نرفت آن که به پای تو ، پا نشد

آقا نشد ، هر آن که برایت گدا نشد
کاش بودیم آن زمان کاری کنیم / از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم / در رکاب تو فدایی می شدیم

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز / دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند

ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین / بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند . . .

ای به دل بسته ، قدری آهسته / کن مدارا با ، زینب خسته …

یا حسین مظلوم …

آبروی حسین به کهکشان می ارزد / یک موی حسین بر دو جهان می ارزد

گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست / گفتا که حسین بیش از آن می ارزد . . .

السلام ای وادی کرب و بلا / السلام ای سرزمین پر بلا

السلام ای جلوه گاه ذوالمنن / السلام ای کشته های بی کفن

یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن / تموم حاجتا رو همه ازش می گیرن

بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه / شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه

شبای جمعه زهرا زائر این زمینه / سینه زن حسینه ، یل ام البنینه …

 نام من سرباز کوی عترت است  / دوره آموزشی ام هیئت است

پــادگــانم چــادری شــد وصــله دار / سر درش عکس علی با ذوالفقار

ارتش حیــدر محــل خدمتم / بهر جانبازی پی هر فرصتم

نقش سردوشی من یا فاطمه است / قمقمه ام پر ز آب علقمه است

رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است / زینب آن را دوخته پس مشکی است

اسـم رمز حمله ام یاس علــی / افسر مافوقم عباس علی (ع)

مقیدان تو از ذکر غیر خاموش اند / به خاطری که تویی دیگران فراموش اند

هزار سال گذشت از حکایت مجنون / هنوز مردم صحرا سیه پوش اند

دل را اگر از حسین بگیرم چه کنم / بی عشق حسین اگر بمیرم چه کنم

فردا که کسی را به کسی کاری نیست / دامان حسین اگر نگیرم چه کنم

با آب طلا نام حسین قاب کنید / با نام حسین یادی از آب کنید

خواهید مه سربلند و جاوید شوید / تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید

عالم همه محو گل رخسار حسین است / ذرات جهان در عجب از کار حسین است

دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش / یعنی که خدای تو عزادار حسین است

فرش بر رونق بازار حسین می‎نازد / عرش بر جلوه رخسار حسین می‎نازد

ابر بر اشک عزادار حسین می‎نازد / قبر شش گوشه به زوار حسین می‎نازد

به سر غیر از تو سودایی ندارم یا حسین جان / به دل جز تو تمنایی ندارم یا حسین جان

خدا داند که در بازار عشقت / به جز جان هیچ کالایی ندارم یا حسین جان

عالم همه قطره و دریاست حسین / خوبان همه بنده و مولاست حسین

ترسم كه شفاعت كند از قاتل خویش / از بس كه كَرَم دارد و آقاست حسین

باز آمد اربعینی دیگر و ما خفته‎ایم / وه چه غرق در گناهان دل به دنیا بسته‎ایم

کاش می‎شد وارهیم از این همه دلبستگی / چون حسین دریایی از عشق خدا و دلدادگی

ساربانا ز اشتران بگشای بار / لحظه‎ای ما را به حال خود گذار

این که بینی سرزمین کربلاست / خاک او آغشته با خون خداست

نی نوا، در نینوای راستین / مویه‎ها دارد ز نای اربعین

ناله آتش بال در پرواز بین / همطراز آه گردون تا زمین

اشک می‎ریزد ز چشم کائنات / در عزای تشنه‎کامان فرات

آن بلا جویان که تا بزم حضور / راه پیمودند با سامان نور

همینکه سمت نگاهش به قتلگاه افتاد / دلش شکست و دوباره به آه آه افتاد

دوباره زلزله ای بین بارگاه افتاد / اگر غلط نکنم کوه صبر راه افتاد

من زینب ِ سر گشته ام

از شهر غم برگشته ام

دنبال یک گم گشته ام…

اگر چه پای فراق تو پیر‌تر گشتم  / مرا ببخش عزیزم که زنده برگشتم

شبیه شعله شمعی اسیر سوسویم / رسیده‌ام سر خاکت ولی به زانویم

کوچه به کوچه پشت نی از بس دویده ام / باور نمی کنم سر قبرت رسیده ام

مهمان خسته آمده از جا بلند شو دیگر / توان نمانده مرا قد خمیده ام

اربعین حسینی تسلیت باد

کعبه یک زمزم اگر در همه عالم دارد / چشم عشاق تو نازم که دو زمزم دارد

هر کجا ملک خدا هست ، حسینیه ی توست / هر که را می نگرم شور محرم دارد

نه محرم ، نه صفر ، بلکه همه دوره ی سال / کعبه با یاد غمت جامه ی ماتم دارد

روضه خوان تو خدا ، گریه کن تو آدم / اشک ارثی است که ذریه ی آدم دارد

نازم آن کشته که تا صبح قیامت زنده است / سلطنت همچو خدا در دل عالم دارد

اشک در ماتم تو بس که عزیزست حسین / جای در چشم رسولان مکرم دارد

می کند آتش دریای غضب را خاموش / هرکه در دیده ی خود یک نم از آن یَم دارد

جگرم زخمی آن کشته که زخم بدنش / هر دم از زخمِ دگر ، دارو و مرهم دارد …

نازم آن کشته که از خون گلو / تاج سازد و نهد بر سر خویش

نازم آن مرد بزرگی که ز روی شفقت / آتشی داده به ما و شده خاکسترِ خویش

نازم او را که همه از کرمش / بهره برند قاتلش نیز ستانده زِ وی انگشترِ خویش

نازم آن کس که کند حکم به رفتارش عشق / بر سر نیزه نهاده است همی منبرِ خویش

نازم آن مرد که جای همه ی “دین بازان” / کرده “جان بازی” و سر باخته با پیکرِ خویش

پوریا ناز کند بر همه عالم اکنون / که گزیده است حسین بن علی سرورِ خویش

اربعین است و جهان یکسره هیأت شده است / حرم یار مهیای زیارت شده است

تو که حق به مددش کرده نصیب/ یاد ما باش که دلم یکسره ویران شده است . . .

خواستم این اربعین را کربلا باشم ، نشد / از نجف، پای پیاده… کربلا باشم ، نشد

زائران بین نمازی در حرم یادم کنید / هر نمازی خواستم در کربلا باشم ، نشد

فرا رسیدن اربعین حسینی تسلیت باد

اربعین کرب وبلا لذت دیگردارد / چند روز دگرشهر چه دیدن دارد

کاروان، پای پیاده، حرم، بسم الله / ذکرلبیک حسین به چه شنیدن دارد…

اربعین یعنی چهل روز بی کسی / دل خوش سرها شدن از بی کسی…

اربعین حسینی بر همه ی عاشقان ابی عبدالله (ع) تسلیت باد

اربعین آمد دلم را غم گرفت / بهر زینب(س) عالمی ماتم گرفت

سوز اهل آسمان آید به گوش / ناله ی صاحب زمان آید به گوش

یا حسین (التماس دعا)

سلام بر حسین و اربعینش، سلام بر اربعین و زائرانش!

و سلام بر اندوه های دل آنان که به سوغات بر مزار کشتگان،

عشق بردند و به مویه نشستند؛

به شوق زیارت صحن و سرای جان فزایت،

اربعین شهادتت را به سوگ می نشینیم، یا حسین

اربعین آمد و چشم ها باز گریان می شود / کربلا ماتم سرای اهل ایمـان می شود

غصه های آل طه در مسیر کوفه و شام / یاد شام تارشان در کنج ویران می شود

یا اباعبداله…

زودتر کاری بکن که اربعین نزدیک است…

قصدم این نیست به کار تودخالت بکنم…

حرف حرف تو…

ولی راضی نشو آقاجان…

به رفیقم که حرم رفته حسادت بکنم…

گـفـتـم از ایـنـجـا تـا کـــربـلا ، چـقـدر راه اسـت ؟

گـفـت ، آنـقـدر کـه بـگـویـی ” الـسـلام و عـلـیـک یـا ابـاعـبـدالـلـه ”

اربعین حسینی تسلیت باد

التماس دعا

اربعین، با بوى خون در مشام و آبله در پا، رسیده است

تا بگوید همه اتفاقات سرخ، در راستاى شکیبایى زینب(علیهاالسلام) بود.

اربعین حسینی تسلیت باد

 با حزن شما زندگیم شد زیبا / با سینه زنی عشق حسین شد معنا

یک واژه که در آخر عمرم گویم / آن واژه فقط بُوَد اباعبدالله

ازهم در به در شب شدم ای نور سلام / بازهم زائرتان نیستم از دور سلام…..

نشدم نوکرخوبی به درت حق داری / اربعین داغ حرم را به دلم بگذاری…

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ

وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

گفتند ضمایر را نام ببر…

گفتم: من…من…من

گفتند: پس بقیه چه شدند؟

گفتم: همه رفتند زیارت “ارباب” فقط من “جا مانده ام” …

امـــشـــب مــــی خـــــوام بـــشـــیـــنــم از آرزوهــــام بــنــویـــســـم…

بــــه نــــام خـــــــدا ….کــربـــلا…. تـــــمـــام…

 اربعین راه ندادی بروم کرب وبلا… / خسته ام… دل زده ام… ازهمه… ازخیلی ها…

لااقل رحم بکن… بر دل من آقاجان… / آخرماه روم تا حرم لطف رضا…

دستمال خیس آرزوهایم را فشردم همین ۳ قطره چکید:

اربعین

پای پیاده

کربلا…

چهل، عدد “کمال” است.

و انسان، کمال خویش را از سرچشمه‌ های جوشان و زلال عاشورا تا اربعین یافته است.

امام صادق (علیه السلام): نفس کسی که بخاطر مظلومیت ما اندوهگین شود، تسبیح است و اندوهش برای ما، عبادت است و پوشاندن راز ما جهاد در راه خداست.

اربعین حسینی تسلیت باد.

امام رضا (علیه السلام): اگر بر حسین بگریى، چندان که اشک هایت بر گونه ات جارى شود، خداوند تمام گناهانت را مى آمرزد.

اربعین حسینی تسلیت باد.

حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود

اما افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادند

و بزرگترین درد او را بی آبی معرفی کردند.

دکتر شریعتی

در مـقتل خـــــون احـــرام بـــستم مــــحرم کــــوي دلـــدار هـــستم

ذکرميقات من نـام حسين(ع)است کوثراسم وخونم ازجام حسين(ع)است

لبيک لبيک يا ثارا… – لبيک لبيک يا ثارا…

اربعين سكوت پر معناي كربلا ست كه سياه پوش شكوفه هاي اشك شده است

اربعين هفتاد ودوفصل دارد وهر فصلش هزار حكايت سرخ ازعاشقي…

درمان دل عاشق بی تاب

غیرِی ز غبار حرم کرب و بلا نیست نگردیم

زمین گرد نیست

دنیاى من یک شش گوشه است

خواست از هر دو جهانم شود آسوده خیال

پدرم دست مرا داد به دستان حسین

در بین روزه و عطش و اشک و شور و شین

یک ذکر مستجاب بگویم فقط حســـــــــــین

من کربلا نرفته به کَس جان نمیدهم

آخر مرا وصال تو ارباب می کشد

و عین حرف اول عشق است مثل حرف اول عاشورا

ای که خورشید ز نور تو مواجب دارد

بردن نام حسین سجده واجب دارد

ای آن که غمت مسئله آموز من است / شور غم تو در دل پرسوز من است

روزی که حسین بر تو من گریه کنم / سوگند به تو که بهترین روز من است

حرم امن نگاه تو که باشد بهتر / گِله از چشم سیاه تو که باشد بهتر

زندگی بی تو اگر هست خدایی ننگ است / مرگ در خِیل سپاه تو که باشد بهتر

گرچه باید از غمش بگریستن

ای خوشا یکدم حسینی زیستن

ناپاک قطره ام که پی آب کُر روم / شرمنده از گناه به دنبال حُر روم

آموختم ز حُر به دربار اهل بیت / با دست خالی آیم و با دست پُر روم

راه نجات چیست بجز روضه حسین ؟

تنها به کربلا برسانی مرا بس است

روزی که الفبای انالعبد نوشتیم / گفتیم که ما نوکر ارباب بهشتیم

یک پیرهن مشکی و یک بیرق روضه / بانی شد و ما بنده ابلیس نگشتیم

این چه حرفی ست که در عالم بالاست بهشت

هرکجا حرف “حسین” است همان جاست بهشت

خوشا دردی که درمانش حسین است

خوشا جانی که جانانش حسین است

خوشا راهی که پایانش حسین است

عشق فقط یک کلام ، حسین علیه السلام

کاش سمت حرمت باز شود پنجره ها

باز از دوریت افتاده به کارم گره ها

آنان که به گوش دل شنیدند تو را / رفتند و به پای دل رسیدند تو را

آن کوردلان که بر دلت تیر زدند / دیدند تو را ولی ندیدند تو را

آن ساعتی خوش است که من گریه می کنم / آن گریه را به محضرتان هدیه می کنم

هرکس به تکیه گاه و پناهی دلش خوش است / من نوکرم ، به صاحب خود تکیه می کنم

ای قد و قامت تو معنی قد قامت من / ای که الهام عبادت ز وجودت گیرم

کربلا کعبه عشق است منم در احرام / شد در این قبله عشاق دوتا تقسیرم

دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد / چشم من دید در این آب روان تصویرم

باید این دیده و دستها بدهم قربانی / تا که تکمیل شود حج من و تقدیرم

این گدا مرحمت از دست شما می خواهد / سخت بیمار شده دل که شفا می خواهد

عاشقم ، بال بده تا بپرم تا بامت / این پریدن پری از جنس خدا می خواهد

تو کریمی و من امّید کرامت دارم / این دل از دست تو یک کرببلا می خواهد

شکر خدا به دام شما دل اسیر شد / تا نوکر سرای شما شد امیر شد

زینب ، حسن ، حسین و کلثوم و مرتضی / هر یک شبیه فاطمه خیر کثیر شد

هرکس گدای خان شما شد بزرگ شد / هرکس نشد ، ذلیل و زبون و حقیر شد

باید حسین حسین کنید ای ملائکه / فطرس حسین گفت و پرید و سفیر شد

بی تو خزان تمام دلم را گرفته بود / با نامتان هوا چقدر دلپذیر شد

ای کاش حرف پشت سرم اینچنین شود / این هم جوان سینه زنی بود و پیر شد

این رو سیاه را تو بیا و زهیر کن / با یک نگاه عاقبتم را به خیر کن

جام مرا ز عشق خودت پر ز باده کن / سر می دهم برای تو آقا اشاره کن

کم کم ز هجر کرب و بلا پیر می شوم / لطفی برای خادم این خانواده کن

عازم شدم به سوی خدا از ره شما / فکری برای عاشقتان بین جاده کن

عمری برای زینبتان گریه کرده ام / از من برای نوکریت استفاده کن

تو کشتی نجاتی و من غرق در گنه / مولا مرا به کرب و بلایت پیاده کن

نفس بده که نفس پای این علم بزنم/ نفس بده که فقط از حسین دم بزنم

سرم فدای قدمهات آرزو دارم / که سرنوشت خودم را به خون رقم بزنم

سرم هوای تو دارد دلم هوای ضریح / چه می شود که سری گوشه ی حرم بزنم

کنار سینه زنان چه می شود ارباب / میان صحن و سرایت شبی قدم بزنم

منابع: “راد اس ام اس – سبطین – آوینی –تبیان – اس ام اس جوک –کمپین – ساتن – انجمن گفت و گوی دینی – اس ام اس خونه

۲ دیدگاه

  1. محمد حسن صالحیان

    زائر اربعین
    ماراهیـــــــــــــــان اجتمــاع اربعینیم پای پیـــاده زائــــــــــــــــــر قبر حسینیـم
    در هر قدم مَدحَش به لب گوییم باغم گاهی به یک موکب به حُزنَش می نشینیم
    تن را ز رنج راه گویــا خستگی نیست انگـــار بر عَرشیـــــــــم و خارج از زمینیم
    بردیم دنیا را زِ یــــــــاد خویش شاید اربابمـــان را یــــــــــــک نظر آنجا ببینیم
    اندر نظــــــــر آید در آن سو کاروانی گویند ما از اهـــــــــل بیـــــت شاه دینیم
    پای برهنه در بیابان خــــــــار در پای گوینــــــد ای ظالم مـــــــــزن ما زینبینیم
    مویه کنان گویــــــد زنی در بین آنها زنجیر از پایـــــم گشــــا مـــــــا بهترینیم
    اندر میان آن زنان طـــــفلی سه ساله گریان ز دوری پـــــدر مـــــــاهم غمینیم
    گوید به لب ای عمّه جان دارم سئوالی ما تا بــــه کــِـــــــی باید پدر بر نِی ببینیم
    سرهای قدسی همچو اختر بر سر نِی مدهوش قـــــرآن خواندن آن مَه جبینیم
    چشمانمان سیلاب اشک وغم به سینه در انتظار لــــــــــــــطف آن بـــالا نشینیم
    باشیم روزی در نجـــــــــف زوّار مــولا یک روز دیــــــــــگر کربـــلا یا کاظمینیم
    هر چند اندوه فــــــراوان بــرده ما را خشنود مــا،چـــــون شیعه ی آل امـینیم
    عادل”اگر در زُمرهِ این کاروان نیست گوید به دل ای بی وفـــــــا ما زیــر دِینیم

    شعر از: محمد حسن صالحیان عادل التماس دعا

  2. محمد حسن صالحیان

    زائر اربعین
    ماراهیـــــــــــــــان اجتمــاع اربعینیم / پای پیـــاده زائــــــــــــــــــر قبر حسینیـم
    در هر قدم مَدحَش به لب گوییم باغم / گاهی به یک موکب به حُزنَش می نشینیم
    تن را ز رنج راه گویــا خستگی نیست / انگـــار بر عَرشیـــــــــم و خارج از زمینیم
    بردیم دنیا را زِ یــــــــاد خویش شاید / اربابمـــان را یــــــــــــک نظر آنجا ببینیم
    اندر نظــــــــر آید در آن سو کاروانی /گویند ما از اهـــــــــل بیـــــت شاه دینیم
    پای برهنه در بیابان خــــــــار در پای / گوینــــــد ای ظالم مـــــــــزن ما زینبینیم
    مویه کنان گویــــــد زنی در بین آنها / زنجیر از پایـــــم گشــــا مـــــــا بهترینیم
    اندر میان آن زنان طـــــفلی سه ساله / گریان ز دوری پـــــدر مـــــــاهم غمینیم
    گوید به لب ای عمّه جان دارم سئوالی / ما تا بــــه کــِـــــــی باید پدر بر نِی ببینیم
    سرهای قدسی همچو اختر بر سر نِی / مدهوش قـــــرآن خواندن آن مَه جبینیم
    چشمانمان سیلاب اشک وغم به سینه / در انتظار لــــــــــــــطف آن بـــالا نشینیم
    باشیم روزی در نجـــــــــف زوّار مــولا / یک روز دیــــــــــگر کربـــلا یا کاظمینیم
    هر چند اندوه فــــــراوان بــرده ما را /خشنود مــا،چـــــون شیعه ی آل امـینیم
    عادل”اگر در زُمرهِ این کاروان نیست /گوید به دل ای بی وفـــــــا ما زیــر دِینیم

    شعر از: محمد حسن صالحیان عادل التماس دعا

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme