نگاهی به زیارت اربعین سالار شهیدان

نگاهی به زیارت اربعین سالار شهیدان

#################################################

نگاهی به زیارت اربعین سالار شهیدان (مبتنی بر آثار و اندیشه های حکیم الهی آیت الله جوادی آملی)

مقدمه

نماز، زیارت خداست[۱] و حج و عمره، زیارتِ خانه اوست و زیارت امام، دیدار با خلیفه خدا و آینه تمام نمای هستی است. نماز دارای آثاری است که نهی از فحشا و منکر یکی از رهاوردهای بی شمار آن است،[۲] و حج دارای فوایدی است که آزادگی از رجسِ شرک و رهایی از پلیدی دشمنان الهی، از برکات آن است؛ اما زیارت سالار شهیدان را ثمراتی برتر از حج است[۳] و هم ردیف نماز از آن یاد شده است.[۴] یکی از برترین زیارت های آن حضرت، زیارت اربعین است که سفارش های بسیاری از سوی معصومان نسبت به آن وارد شده است. ما در این نوشتار بر آنیم در دو فصل، به معرفی زیارت اربعین و شرح برخی فرازهای زیارت نامه اربعین بپردازیم.

[۱]. «مَعْنَی قَدْ قَامَتِ الصَّلَاةُ فِی الْإِقَامَةِ أَی حَانَ وَقْتُ الزِّیارَة». (شیخ صدوق، التوحید، ص۲۴۰)
[۲]. «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکر». (عنکبوت: ۴)
[۳]. «بَابُ تَأَکدِ اسْتِحْبَابِ زِیارَةِ الْحُسَینِ بْنِ عَلِی». (نک: وسائل الشیعة، ج۱۴، ص۴۹، باب ۳۷)
[۴]. شیخ طوسی، التهذیب، ج۶، ص۵۲٫

فصل اول: معرفی زیارت اربعین

۱٫ زیارت اربعین، از علامات مؤمن

زیارت اربعین به نقل از صفوان جمّال از امام صادق(ع) روایت شده که یکی از مهم ترین دعاها برای زیارت امام حسین(ع) است. در فضیلت این زیارت، همین بس که از آن به عنوان یکی از نشانه های مؤمن یاد شده است. امام حسن عسکری(ع) درباره آن فرمود: «علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسین و زیارة الأربعین و التختّم فی الیمین و تعفیر الجبین و الجهر ببسم الله الرّحمن الرّحیم».[۱] مواردی که درباره این روایت آمده، همگی از مختصات شیعیان است؛ زیرا ۵۱ رکعت نماز،[۲] به شکلی که از پیامبر نقل شده است، از مختصات شیعیان است و فقط شیعه است که سجده بر خاک دارد و نیز غیر شیعه یا بسم الله الرحمن الرحیم را نمی گویند یا آهسته تلفظ می کنند. همچنین شیعه است که انگشتر به دست راست کردن و نیز خواندن زیارت اربعین حسینی را مستحب می داند.

۲٫ اهمیت زیارت اربعین

اهمیت زیارت اربعین، تنها به این نیست که از نشانه های ایمان است، بلکه طبق روایت امام حسن عسکری(ع) در ردیف نمازهای واجب و مستحب قرار گرفته است. بر پایه این روایت، همان گونه که نماز ستون دین و شریعت است، زیارت اربعین و حادثه کربلا نیز ستون ولایت است.
به دیگر سخن، بر اساس فرموده رسول خدا صلی الله علیه و آله، عصاره قرآن که دین خداست، ستونی دارد و آن نماز است[۳] و بر اساس روایت امام عسکری(ع)، عصاره عترت نیز ستونش زیارت اربعین است و این دو ستون در کنار هم ذکر شده است؛ ولی مهم آن است که دریابیم چگونه نماز و زیارت اربعین، انسان را متدین می کنند.
درباره نماز، ذات اقدس الهی، معارف فراوانی را ذکر کرده است. مثلا فرموده به طور فطری انسان، موحّد است، ولی طبیعت او هنگام حوادث تلخ، جزع دارد و در حوادث شیرین، از خیر جلوگیری می کند، مگر انسان های نمازگزار،[۴] چرا که آنان می توانند این خوی سرکش را تعدیل کنند و از هلوع، جزوع و منوع بودن به درآیند و مشمول رحمت های خاص الهی باشند. همچنین زیارت اربعین نیز انسان را از جزوع، هلوع و منوع بودن باز می دارد.

آثار زیارت انسان های کامل و معصوم (ع)

زیارت انسان های کامل و معصوم (ع) رهاوردها و میوه های فراوانی دارد که اجتهاد در فهم دین و جهاد در تبیین دین، اجرای دستورات الهی، دفاع و حمایت از ارکان اسلام از جمله این رهاوردها و برکات به شمار می آیند و نمونه های این گونه برکات را می توان از اوصاف کمالی آنان در زیارت نامه های آنان دید، آنجا که می گوییم: «أَشْهَدُ أَنَّک قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ وَ آتَیتَ الزَّکاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیتَ عَنِ الْمُنْکرِ وَ اتَّبَعْتَ الرَّسُولَ وَ تَلَوْتَ الْکتَابَ حَقَّ تِلَاوَتِه.»[۵] بر این اساس، کسی که به زیارت آنان می رود، چنین ویژگی هایی را طلب می کند و از چنین کمالاتی بهره مند می شود.

۳٫ ویژگی عدد اربعین در آیات و روایات

از بعضی آیات و روایات استفاده می شود که عدد چهل خصوصیتی دارد که در اعداد دیگر نیست. در قرآن آمده است که جریان میقات حضرت موسی(ع) با خدای سبحان، چهل روز به طول انجامید.[۶] بنی اسراییل نیز به دلیل ناسپاسی در برابر نعمت های الهی و تلاش های حضرت موسی(ع)، به مدت چهل سال در بیابان سرگردان شدند.[۷] در احادیث نقل شده است در جریان آفرینش حضرت آدم(ع)، سرشت طینت او به دست خداوند، به مدت چهل روز ادامه یافت[۸] یا پیکر شریف آن حضرت، چهل سال باقی ماند، سپس روح در آن دمیده شد[۹] و نیز محدّثان شیعه و سنّی درباره تأثیر حفظ چهل حدیث از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده اند اگر کسی چهل حدیث نافع برای امت، نه برای شخص خود حفظ کند یا از راه تبیین آن برای مردم یا از راه پیاده کردن عملی آن در جامعه آن را حفظ کند، روز قیامت، فقیه محشور می شود.[۱۰] حدیث معروفی نیز از طرق متعددی از رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره اخلاص نقل شده است که فرمود: «هر کس به مدت چهل روز اخلاص بورزد، خداوند چشمه های حکمت را از قلبش به زبانش جاری می سازد».[۱۱] همچنین غالب انبیای الهی در چهل سالگی به رسالت مبعوث شده اند و در نماز شب سفارش شده است که چهل مؤمن را دعا کنید و همسایگان را تا چهل خانه گرامی بدارید. اینها نشان می دهد که عدد چهل از برجستگی خاصی در اسلام برخوردار است.

۴٫ عدد چهل درباره امام حسین(ع)

در روایات چنین آمده است: زمین در سوگ انبیا و اولیای الهی و بندگان مؤمن که بر روی آن خدا را عبادت کرده اند، چهل روز می گرید، ولی در شهادت امام حسین(ع) آسمان و زمین، چهل روز خون گریه کردند. البته اشک یا خون را در این گونه از روایات نباید بر اشک یا خون ظاهری حمل کرد، چنان که نباید آن را انکار کرد.
گفتنی است گرامی داشت یاد درگذشتگان در همه ملل و ادیان، رسمیت دارد و بعضی با گذشت یک ماه و بسیاری نیز پس از چهل روز از متوفای خود تجلیل می کنند. در میان مسلمانان، به ویژه شیعیان، پس از شهادت امامان معصوم(ع) در نخستین اربعین آنان مراسم گرامی داشت انجام می شده است؛ ولی شهادت امام حسین(ع) این ویژگی را دارد که هر ساله، اربعین حسینی تا قیامت ادامه خواهد داشت.

[۱]. «نشانه های مؤمن و شیعه، پنج چیز است: اقامه نمازِ پنجاه و یک رکعت، زیارت اربعین حسینی، انگشتر در دست راست کردن، سجده بر خاک نمودن و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم». (همان)
[۲]. مراد از نماز پنجاه و یک رکعت، همان هفده رکعت نماز واجب روزانه به اضافه نمازهای نافله است که جبران کننده نقص و ضعف نمازهای واجب است.
[۳]. «إن رسول الله۹ قال الصلاة عمود الدین». (احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۲۸۶)
[۴]. «إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً، ذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً وَ إِذا مَسَّهُ الْخَیرُ مَنُوعاً اِلاَّ الْمُصَلِّینَ». (معارج: ۱۹ ـ ۲۲)
[۵]. «شهادت می دهم که شما نماز را به پا داشتید و زکات را پرداخت نمودید و امر به معروف و نهی از منکر کردید و پیروی از پیامبر نمودید و قرآن را به درستی تلاوت کردید». (کافی، ج۴، ص۵۷۴)
[۶]. قرآن کریم، اعراف: ۱۴۲٫
[۷]. قرآن کریم، مائده: ۲۶٫
[۸]. «خمّرت طینة آدم بیدی أربعین صباحاً». (ابن ابی جمهور احسائی، عوالی اللئالی، ج۴، ص۹)
[۹]. ملامحسن فیض کاشانی، تفسیر صافی، ج۱، ص۹۵٫
[۱۰]. «مَنْ حَفَظَ علی أمّتی أربعین حدیثاً ینتفعون بهابعثه الله یوم القیامة فقیهاً عالماً». (بحار الانوار، ج۲، ص۱۵۶)
[۱۱]. «مَنْ أَخْلَصٌ لله أربعین یوماً فجّر الله ینابیع الحکمة من قلبه علی لسانه». (همان، ج۶۷، ص۲۴۹)

فصل دوم: بررسی بخش هایی از زیارت اربعین

۱٫ اهداف قیام حسینی در زیارت اربعین

«وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیک لِیسْتَنْقِذَ عِبَادَک مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیرَةِ الضَّلَالَة.»[۱] در زیارت اربعین می خوانیم که قیام وجود مبارک حسین بن علی(ع) برای دو هدف بود و آن حضرت برای این دو خون جگر خود را داد:
۱٫ نجات مردم از جهل و با فرهنگ کردن مردم؛
۲٫ به در آوردن مردم از ضلالت و گمراهی عقلی.
به استنادِ حدیث «حُسَینٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَین»،[۲] هدف حسین بن علی(ع) همان هدف پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است. بر اساس قرآن و نهج البلاغه، هدف رسالت انبیای الهی، دو چیز است: یکی عالم کردن مردم و دیگری عاقل کردن آنها به وسیله تهذیب نفس. کسانی که جاهلند، دستور خدا را نمی دانند و کسانی که عالمند، ولی بر اثر نداشتن عقل به دانش خود عمل نمی کنند، توان تربیت خود یا دیگران را ندارند. از این رو، انبیا برای تعلیم و تزکیه مردم مبعوث شدند که خوبی ها را به مردم بشناسانند و عملاً آنان را برای رسیدن به نیکی و سعادت هدایت کنند.
امیر مؤمنان علی(ع) می فرماید: «خدای سبحان به دست پیامبر گرامی دو کار کرد؛ مردم را بافرهنگ و باسواد کرد و آنها را از گمراهی به درآورد».[۳] رهبران الهی به مردمان، اندیشه ناب و انگیزه صحیح می بخشند و بخشش های علمی و معنوی، والاترین بخشش هاست. ازاین رو، معصومان(ع) فرمودند: «پیامبر از بخشنده ترینِ مردمان بود؛[۴] زیرا مائده و سفره معنوی را گشود و غذای آماده را بر آن چید. آن گاه جامعه انسانی را به زندگی جاوید فرا خواند. حسین نیز از پیامبر بود و همانند او عمل کرد».

۲٫ کرامت در زیارت اربعین

«أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِیک وَ ابْنُ وَلِیک وَ صَفِیک وَ ابْنُ صَفِیک الْفَائِزُ بِکرَامَتِک أَکرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ».[۵] اکرام در برخی اقسام خود، معادل جود و هبه و… است، ولی ممکن است انسان وارسته در حال تهی دستی نیز کریم باشد، ولی جواد و وهّاب نیست؛ زیرا کرَم داری که دِرَم ندارد، بالفعل کریم است؛ گرچه بالفعل جواد و واهب و… نیست.
همان طور که کرامت از شئون عقل عملی است، مانند جود و سخا و هبه، از شئون عقل نظری نیز به شمار می آ ید؛ مانند معرفت و درایت و شهود. همچنین انسانی که به مقام نبوت نایل آمده، کرامت خاصی نصیب وی شده و خداوندی که وی را به نبوّت رسانده، نسبت به او اکرام کرده است. سیدالشهدا(ع) فرمود: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَحْمَدُک عَلَی أَنْ أَکرَمْتَنَا بِالنُّبُوَّةِ وَ عَلَّمْتَنَا الْقُرْآنَ وَ فَقَّهْتَنَا فِی الدِّین».[۶]

۳٫ امام حسین(ع) وارث پیامبران

«وَ أَعْطَیتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیاء.»[۷] امام حسین(ع) وارث پیامبران الهی است و نهضت او ادامه و هم سو با جنبش آنان است. این مطلب، افزون بر زیارت اربعین، در زیارت وارث نیز آمده است.[۸] امام حسین(ع) عملاً برای اثبات اینکه نهضت او مانند قیام موسای کلیم است، در حرکت از مدینه تا کربلا گام به گام، آیاتی را که درباره حضرت موسی(ع) نازل شده بود، قرائت می فرمود.[۹] ایشان با این کار به مردم فهماند که من وارث موسای کلیم هستم و یزید به جای فرعون نشسته است و منافقان همانند پیروان فرعونند. شما تا زمانی که با پیامبر بودید و از او پیروی می کردید، از رحمت خداوند برخوردار بودید. اکنون اگر از رهبران الهی پیروی نکنید، همچون بنی اسراییل سرگردان خواهید شد.

۴٫ حسین(ع) سید همه سادات

«جَعَلْتَهُ سَیداً مِنَ السَّادَةِ.»[۱۰] قرآن کریم سخن همه انبیای الهی و کتاب های آنان را تصدیق می کند، ولی بر آنها هیمنه و سیطره دارد و اگر در امت های پیشین انبیایی بوده است، آورنده قرآن سید و خاتم آنان است و اگر در گذشته خلفای الهی بوده اند، خلیفه پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله که در دامان قرآن تربیت شده است، سید و سالار خلفاست.
همچنین اگر در امت های پیشین، کسانی به مقام ولایت یا امامت بار یافته اند، اهل بیت(ع)، سید آنان هستند. اکنون روشن می شود که اگر کسی از میان اهل بیت، شربت شهادت بنوشد، سید شهدای پیشین است و در این میان امام حسین(ع)، جایگاه ویژه ای دارد.
بر این اساس، «سیدالشهدا» فقط بزرگِ شهدای کربلا نیست؛ زیرا این مقام برای امام حسین(ع) بسیار کوچک است؛ بلکه آن حضرت، سید و بزرگ همه انبیا و خلفایی است که در گذشته به شهادت رسیدند و نیز سید همه شهیدان غیر معصوم گذشته و آینده است.

۵٫ رهبری قائدانه امّت

«وَ قَائِداً مِنَ الْقَادَة.»[۱۱] رهبری پیامبران الهی، قائدانه است و نه سائقانه. قائد به کسی گفته می شود که پیشوا و پیشرو قافله است و دیگران را جذب می کند و به دنبال خود می کشاند، ولی سائق آن است که زیردستان خود را همچو چوپان از پشت سر می راند.
اولیای الهی زمانی مردم را به راهی فرا می خوانند که خودشان، پیشاپیشْ آن را پیموده باشند. چنان که امیر مؤمنان علی بن ابی طالب(ع) فرمود: «ما هرگز به شما دستوری ندادیم، مگر آنکه خود پیش تر آن را انجام داده ایم.»[۱۲] کسی که با حرکت در پیشاپیش کاروان، خطرها را به جان می خرد و به پیشواز زندان، شکنجه، مهاجرت و شهادت می رود، آن گاه امت را به دنباله روی از خویش فرا می خواند و سخنش نفوذ و اثر ژرفی بر پیروان خواهد داشت؛ ولی رهبران سیاقی خود حرکت نمی کنند و خویشتن را به خطر نمی اندازند، بلکه از عقب قافله، دیگران را به حرکت و قیام سوق می دهند و رهنمود آنان نفوذی نخواهد داشت.

۶٫ جهاد برای صبّار و شکور کردن جامعه

«فَجَاهَدَهُمْ فِیک صَابِراً مُحْتَسِباً حَتَّی سُفِک فِی طَاعَتِک دَمُهُ وَ اسْتُبِیحَ حَرِیمُه».[۱۳] امام حسین(ع) نه تنها خود در تمامی مراحل قیام صبّار و شکور بود، بلکه با سخنان خود تلاش کرد که جامعه را به صبر و شکر دعوت کند. لازمه این کار، بیرون راندن محبت دنیا از دل است؛ زیرا تا انسان دل بستگی به دنیا دارد، حوادث و کاستی های مادی او را خواهد لرزاند و هیچ گاه صبور و شکور نخواهد بود. ازاین رو، سالار شهیدان در نامه ها و خطبه های خود علاقه به دنیا را از مردم می زدود و اشتیاق به شهادت و جاودانه شدن را در دل های آنها زنده می کرد تا آنان بتوانند صبّار و شکور باشند.
گاهی آن حضرت این آیه را قرائت می فرمود: «هر جا باشید، مرگ خواه ناخواه شما را در می یابد و می میرید.»[۱۴] اگر با مرگ شرافت مندانه نمیرید، با بیماری های غیر شرافت مندانه رخت بر می بندید و اگر طیب و طاهر نشدید، مردار می شوید.
انسان باید میوه شاداب خود را به مهمانش اهدا کند؛ وگرنه می پوسد. میوه روی درخت یا چیده شده از آن، برای ابد نمی ماند و امکان خلود در این مرحله، محال است. ازاین رو، هر انسانی که در این دنیاست، باید خود را در راه خدا صرف کند و اگر در این راه، یعنی فی سبیل الله مصرف نشود، می پوسد.
بر این اساس در زیارت اربعین می گوییم: «… و کسانی که دنیا فریبشان داده بود به پشتیبانی هم با شما جنگیدند و آخرت خود را به بهایی بسیار اندک فروختند».[۱۵]

۷٫ نصیحت و موعظه دشمنان

«فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ».[۱۶] حسین بن علی(ع) در شرایطی قیام کرد که بر اثر طغیانِ حاکمان و جهل علمی و جهالت عملی توده مردم، قسمت مهم خاورمیانه مبتلا به انحراف عقیده و سوءخلق و رفتار تبه کارانه بود و محرومیت از تبلیغ صالحان و نفوذ طالحان ددمنش، منشأ همه این تباهی ها شد.
حضرت سید الشهدا در روز عاشورا فرمود: «سرّ اینکه نصایح من در شما اثر نمی کند و رهنمود مرا نمی پذیرید، این است که شکم های شما با حرام پر شده است»،[۱۷] و غذای حرام ممکن نیست با اندیشه صحیح و حلال جمع شود.

۸٫ شهادت در پرتو پیروزی حق

«أَشْهَدُ أَنَّک… عِشْتَ سَعِیداً وَ مَضَیتَ حَمِیداً وَ مِتَّ فَقِیداً مَظْلُوماً شَهِیدا».[۱۸] همان طور که از نامه ها، پیام ها و خطبه های ایشان استنباط می شود، قیام حضرت امام حسین(ع) مبنای خاصی داشت. ایشان بر این باور بود که در نظام هستی، حق پیروز است؛ خواه از قدرت مادی برخوردار باشد خواه نباشد و باطل، محکوم به شکست است. امویان نیز بر این باور بودند که قدرت مادی دارند، پیروزند؛ خواه با حق همراه باشند یا نه.
این دو طرز فکر که همواره بوده و هست، از دو نوع جهان بینی سرچشمه می گیرد. کسی که جهان را در ماده خلاصه می کند و اصالت را به ماده می دهد، هر جا جریان طبیعت بیشتر حضور داشت، آنجا محور قدرت تلقّی می شود؛ ولی کسی که جهان بینی را بر اساس حقیقت هستی تنظیم کرده است، اصالت را به معنا می دهد و در محور حق حرکت می کند. بر این اساس، همیشه در برابر انبیای الهی، افرادی قیام می کردند که بر این باور بودند: «قَدْ أَفْلَحَ الْیوْمَ مَنِ اسْتَعْلی»[۱۹] یعنی کسی پیروز خواهد شد که از نظر مادی برتر است. در برابر چنین تصوری، انبیای الهی باور داشتند که: «قد أفلح من تزکی»،[۲۰] یعنی آن که پاکیزه و مهذّب است، پیروز خواهد شد.

۹٫ وراثت از امام حسین(ع) عامل نصرت دین و اصلاح جامعه

«وَ نُصْرَتِی لَکمْ مُعَدَّةٌ حَتَّی یأْذَنَ اللَّهُ لَکم ».[۲۱] رهبران الهی می کوشند جامعه انسانی را وارث حسین بن علی(ع) کنند. اگر جامعه ای وارث حسین بن علی(ع) باشد، میراث همه انبیا را نیز به اندازه خود خواهد داشت؛ چون یکی از شعارهای رسمی هنگام برخورد با یکدیگر در مراسم سوگ سالار شهیدان، این است: «عَظَّمَ اللَّهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَینِ(ع) وَ جَعَلَنَا وَ إِیاکمْ مِنَ الطَّالِبِینَ بِثَأْرِهِ مَعَ وَلِیهِ وَ الْإِمَامِ الْمَهْدِی مِنْ آلِ مُحَمَّد».[۲۲] بخش نخست عبارت یاد شده، آن است که ما در سانحه سنگین کربلا اندوهگین و مصیبت زده ایم. خداوند اجر همه را افزون کند. بخش دوم شعار این است که خداوند ما را جزو کسانی قرار دهد که برای خون خواهی سالار شهیدان و گرفتن خون بهای حسینی، موفق به قیام هستند!
ما وقتی می توانیم خون بهای حسین بن علی (ع) را بگیریم که وارث او باشیم؛ چون اگر وارث او نباشیم، خون بها به ما ارتباطی ندارد؛ یعنی اگر کسی نسبت به مقتولی یا شهیدی بیگانه باشد، حق ندارد برای خون خواهی او انتقام بگیرد. پس طبق این شعار و دعا، ما جزو وارثان حسین بن علی (ع) بوده و آماده خون خواهی آن حضرت هستیم.
بنابراین، راهیان طریق حسین بن علی (ع) که جزو وارثان او هستند، می توانند به خون خواهی شخصیت حقوقی سالار شهیدان به مبارزه با ظلم بپردازند، نه اینکه فقط مصرف کننده نهضت حسینی باشند.
بسیاری از افراد بر این باورند که ما فقط مصرف کننده نهضت کربلاییم، مانند داروخانه ای که محصولاتش برای همه مردم سودمند است، اما خواص بر این اعتقادند که ما هم مصرف کننده این نهضتیم تا به صلاح رسیم و هم باید تولید کننده نهضت های اسلامی باشیم تا مصلح شویم.

۱۰٫ حرکت به سوی لقای الهی

سالار شهیدان، امام حسین(ع) نیز مانند پیامبران الهی، خود از پیش می رفت و دیگران را به حرکت فرا می خواند. آن حضرت در روز هشتم ذی الحجه (روز ترویه) در میان زائران بیت الله فرمود: امروز قربان گاه ما سرزمین کربلا و جامه احرام ما کفن است. باید برای نجات اسلام، جان خویش را قربانی کنیم. تنها آنان که جان خود را بر کف دست نهاده اند، با من همراه شوند؛ نه آنان که امید نام و نان و پیروزی ظاهری دارند. کسانی با من همراه شوند که وطنشان لقاء الله است. «مَنْ کانَ فِینَا بَاذِلًا مُهْجَتَهُ مُوَطِّناً عَلی لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ فَلْیرْحَلْ مَعَنَا فَإِنِّی رَاحِلٌ مُصْبِحاً إِنْ شَاءَ اللَّهُ».[۲۳] به همین دلیل، همراهان و یاری کنندگان آن حضرت را بهترین اصحاب می شناسند و در پایین قدوم حضرت آرمیدند و ما بر همه آنان پس از سلام بر امام حسین(ع)، سلام می گوییم: «فَمَعَکمْ مَعَکمْ لَا مَعَ عَدُوِّکمْ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیکمْ وَ عَلی أَرْوَاحِکمْ وَ أَجْسَادِکمْ وَ شَاهِدِکمْ وَ غَائِبِکمْ وَ ظَاهِرِکمْ وَ بَاطِنِکمْ آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِین».[۲۴]

[۱]. التهذیب، ج۶، ص۱۱۳٫
[۲]. بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۶۱، باب ۱۲٫
[۳]. «فهَداهُم به من الضّلالة و أنقذهم بمکانه من الجهالة». (نهج البلاغه، خطبه ۱، مبعث النبی)
[۴]. بحارالانوار، ج۱۶، ص۱۹۰٫
[۵]. التهذیب، ج۶، ص۱۱۳٫
[۶]. شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۹۱٫
[۷]. التهذیب، ج۶، ص۱۱۳٫
[۸]. مستدرک الوسائل، ج۱۰، ص۲۹۹٫
[۹]. قرآن کریم، قصص: ۲۱٫
[۱۰]. التهذیب، ج۶، ص۱۱۳، زیارت اربعین.
[۱۱]. همان.
[۱۲]. «إِنِّی وَ اللَّهِ مَا أَحُثُّکمْ عَلَی طَاعَةٍ إِلَّا وَ أَسْبِقُکمْ إِلَیهَا وَ لَا أَنْهَاکمْ عَنْ مَعْصِیةٍ إِلَّا وَ أَتَنَاهَی قَبْلَکمْ عَنْهَا». (نهج البلاغه، خطبه ۱)
[۱۳]. التهذیب، ج۶، ص۱۱۳، زیارت اربعین.
[۱۴]. قرآن کریم، نساء: ۷۸٫
[۱۵]. «وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَیهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا وَ بَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَی وَ شَرَی آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْکس». (التهذیب، ج۶، ص۱۱۳، زیارت اربعین)
[۱۶]. التهذیب، ج۶، ص۱۱۳، زیارت اربعین.
[۱۷]. «فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکمْ مِنَ الْحَرَامِ وَ طُبِعَ عَلَی قُلُوبِکم». (بحارالانوار، ج۴۵، ص۸)
[۱۸]. التهذیب، ج۶، ص۱۱۳، زیارت اربعین.
[۱۹]. قرآن کریم، طه: ۶۴٫
[۲۰]. قرآن کریم، اعلی: ۱۴٫
[۲۱] التهذیب، ج۶، ص۱۱۳، زیارت اربعین.
[۲۲]. وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۵۰۹، باب استحباب البکاء لقتل الحسین.
[۲۳]. «هر کسی که خون خود را به قصد لقای الهی بذل می کند، همراه ما بیاید که اگر خدا بخواهد، صبح حرکت می کنم». (ابن طاووس، اللهوف، ص۶۰)
[۲۴]. التهذیب، ج۶، ص۱۱۳، زیارت اربعین.

نویسنده مقاله: حسین محمودی، فصلنامه اشارات، شماره ۴٫

منبع:”انجمن پرسش و پاسخ مساءل دینی-طلبه پاسخگو” و “کتاب مجموعه مقالات اربعین جمعی از نویسندگان در پژوهشکده حج و زیارت”

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme